زنانی برای تمام فصول

PDF
 
نگارش یافته توسط روزنامه شرق - شنبه 12 خرداد 1386
زناني براي تمام فصول
سمیه قاضی زاده
 
 
«قصه هاي از ياد رفته» برمي گردد به محتواي کار ما. اين کارها کارهايي بود که تاريخ آن مربوط به اوايل دوره قاجار است. کارهايي که يا توسط خانم ها يا براي آنها ساخته شده بودند و خب به هر حال در آن زمان زنان موسيقيدان کم نبودند، چه خواننده، چه نوازنده، چه ترانه سرا، چه آهنگساز و ... در آن دوره موسيقي هاي ارکسترال وجود نداشتند. اندروني و بيروني وجود داشته، يعني موسيقي که بزمي بوده و موسيقي بيشتر در خدمت حکومت بوده است.
 
پري ملکي سه شب کنسرت ويژه بانوان را در اين حال و هوا در تالار وحدت برگزار کرد.
پرده هاي کرمي کلفت دور تا دور سالن هاي تالار وحدت کشيده شده، موبايل ها گرفته مي شود و در عوض روسري ها برداشته. کنسرت هاي بانوان اغلب با هيچ کنسرتي قابل مقايسه نيستند، هم از اين حيث رپرتوار که اغلب در آن حداقل يکي دو قطعه شاد گنجانده مي شود و هم از نظر شکل و شمايل که بيشتر به يک مهماني زنانه شباهت دارد تا کنسرت. مهماني که در آن خانم ها با مادر شوهر و خواهر شوهر و خاله و عمه ساعاتي را به جاي نشستن در خانه بيرون بروند و موسيقي گوش کنند.
«ملکي» که از شاگردان «نصر الله ناصح پور» است، خيلي دل خوشي از برگزاري کنسرت ويژه بانوان ندارد. احساس مي کند که در اين کنسرت ها نمي شود کار جدي ارائه کرد؛ «در مجموع من ديد خوبي نسبت به کنسرت هاي بانوان ندارم، چون خانم ها بيشتر از اينکه صرفاً براي شنيدن موسيقي به کنسرت بيايند، براي تفريح مي آيند. ديدشان به موسيقي در کنسرت ها جدي نيست. نمي شود در اين فضا کارهاي سنگين و جدي اجرا کرد و اين اصلاً خوب نيست. من اولين زني هستم که بعد از انقلاب فعاليتم را بار ديگر از سر گرفتم اما ببينيد اغلب کنسرت هاي بانوان کيفيت نداشته و مهم تر از آن بازتاب ندارد. شما کنسرت برگزار مي کنيد اما در سکوت کامل. خبرنگاري هم نمي آيد تا برنامه شما را ببيند که بعد بازتاب آن را جايي بخوانيد و براي ادامه کار دلگرم شويد. هنري هم که بازتاب نداشته باشد، در همان جا دفن مي شود، از سويي آهنگسازي هم براي آنها کار نمي سازد.»
گروه شش نفره لباس هايي شبيه به لباس قشقايي ها پوشيده اند که نقش و نگارهاي سنتي ايران هم روي آنها دوخته شده. سالن پر است و بالکن اول هم تک و توک جمعيت دارد. «پديده احرارنژاد» با تار، «رابعه افتخاري» با سه تار، «آوا ايوبي» با تارباس، «شيما بلوکي فر» با کمانچه و «مريم ملا» با تنبک به همراه ملکي گروه بانوان «خنيا» را تشکيل مي دهند که البته برخي از نوازندگان عضو گروه ها و حتي ارکستر موسيقي ملي ايران هستند.
قرار است در چهارگاه و سه گاه قطعاتي اجرا شود که همه آنها قديمي اند؛ «موسيقي قاجار در فاصله دو گونه موسيقايي در حرکت و آمد و شد است، موسيقي بزمي که برگرفته از سنت موسيقايي ايران بوده است. گونه ديگر موسيقي علمي است که با اتکا به موسيقي غربي و ارکستراسيون اروژايي و در ژي توجه و علاقه به تجددخواهي شکل گرفته است. علينقي وزيري در آن روزگار موجب و باني ساخت قطعات نوجويانه اي در موسيقي ايراني شد که نمي توان تاثير آن را در حال و هواي موسيقي گونه اول نيز ناديده گرفت.»
«صبحگاهي» حسين عليزاده مقدمه اي است براي شروع برنامه که گروه آن را به خوبي اجرا مي کنند و به نظر مي رسد که صدا برداري کنسرت توسط بانوان پيشرفت کرده و هم پوشاني صداها کمتر اتفاق مي افتد. صداي سه تار گم نشده و اتفاقاً واضح و رسا شنيده مي شود. رپرتوار اينطور چيده شده که پس از هر تصنيف «ساز و آواز»ي باشد و در پي آن تصنيفي ديگر. اگرچه ماهيت اين برنامه به افتخار تصانيف قديمي شکل گرفته. ملکي در مورد قطعات و خواننده ها و ترانه سرايان آنها مي گويد؛ «مهستي گنجوي» در قرن پنجم زندگي مي کرده و پرده شناس و نوازنده عود و چنگ بوده و نامش در تاريخ ادبيات منظوم ايران در زمره شاعران عصر سلطان سنجر سلجوقي آمده است. تصانيفي از «سلطان خانم» را هم اجرا کرديم که ظاهراً او يکي از زنان ناصرالدين شاه بوده و آقا علي اکبر فراهاني به او تار ياد مي داده اند که خودش هم تار و سه تار مي زده و تصنيف هم مي ساخته است، قطعه اي هم از «سوسوخانم» به صحنه برديم که اين خانم هم عصر استاداني چون «علي اکبر شيدا» و «آقا حسينقلي» بوده. او که در آن زمان نوازنده و معلم تار بوده در ايام پيري اش نابينا شده بود. مستخدمه اي داشته که تار او را زير چادرش مي گرفته و دست در دست او تا خانه شاگردانش مي رفته که او بتواند به آنها درس بدهد. اين قطعات، قطعاتي بودند که به هر حال از آن زمان مانده بودند. به جز قطعات آوازي، تصانيفي داشتيم از شيدا که براي خانم ها ساخته بوده و قطعات ديگر که مشخص نبود خواننده يا آهنگسازش چه کساني بوده اند.
«شخصي دارم دل خراب اندر وي
جاني دارم هزار تاب اندر وي
وز آرزوي روي تو دارم شب و روز
چشمي و هزار چشمه آب اندر وي»
ساز و آواز دوم با کمانچه شروع مي شود تا با خيال راحت نظرم را در مورد صدابرداري تغيير دهم و برگردم به همان نقطه اول. صداي کمانچه طي اجراي دو سه قطعه اصلاً شنيده نمي شود و در عوض صداي تارباس همه فضا را پر کرده. خب البته يادآوري خاطرات جشنواره موسيقي بانوان گاهي هم بد نيست به خصوص با تصميم اخير دفتر موسيقي که قرار شده تنها سه جشنواره فجر، نواحي و جوان برگزار شود و نامي از جشنواره موسيقي بانوان برده نشده.
به محض اينکه کمي قطعات آوازي طولاني تر مي شوند، صداي سرفه و پچ پچ است که در تالار مي آيد و به محض اجراي تصانيف شاد دست هايي است که زده مي شود. علاقه بانوان به ريتم شاد در کنسرت هاي ويژه بانوان بيش از پيش هويداست و آدم تعجب مي کند که اين خانم ها احتمالاً همان خانم هايي نيستند که در کنسرت هاي مختلط خيلي شيک سرجايشان مي نشينند و سري هم تکان مي دهند و در حس و حالي سخت جدي فرو مي روند، «پري ملکي» هم در اين کنسرت سنگ تمام گذاشته و دل همه را شاد کرده است. او در دوره اي خاص حول وحوش سال هاي 60 تا 65 نزد «امير پايور» تصانيف قديمي را تعليم ديده است، و در اين دوره بيش از 100 تصنيف قديمي را از او ياد گرفته است، تصانيفي که اين روزها او خود همراه با آموزش رديف به شاگردانش آنها را هم آموزش مي دهد.
«آواز حصار» با چند نت خارج تار شروع مي شود. قطعات کوبه اي که به سبک آن دوره هجا هجا نواخته مي شوند قطعه را همراهي مي کنند تا از ريتم نيفتد؛
«تو شمع و من پروانه امن، ديوانه ام ديوانه ام...»
ملکي سعي کرده تناليته صدايش را شبيه به خانم هاي خواننده آن زمان بکند. صدايي کمي کلفت تر از زنان خواننده امروز. صداي خش داري که مخصوص همان دوره بوده.
باز دوربين ها و موبايل هايي که سعي دارند براي چند لحظه برنامه را ضبط کنند و بعد ورود انتظامات تالار و گرفتن دوربين و پرت شدن حواس همه و پشت سرش داستان ها و سوال ها و پچ پچ ها...
«رنگ ناز» وزيري شروع مي شود و بچه هايي که با مادرهايشان براي تماشاي کنسرت آمده اند کمتر مي توانند جلوي دست افشاني شان را بگيرند، پس همانطور نيم خيز- نشسته و برخاسته- کارشان را مي کنند.
سيطره مردان در دوره قاجار به حدي زياد بوده که زنان خواننده هم به جاي اينکه در وصف مرد بخوانند از زلف يار و خال پشت لبش مي خوانده اند و حتي شاعره ها هم به همين شيوه شعر مي سروده اند. کاري که بعيد است در کشورهاي ديگر نمونه اش پيدا شود و البته اگر اين روزها پيدا شود بي شک به يک معني ديگر برداشت خواهد شد، بعيد نيست زمختي هم که در صداي زنان آن دوره وجود دارد به دليل تقليد از مردان بوده باشد؛
«از دلم بي خبري، کن به حالم نظري
چهره خوب تو را ماه ندارد صنما
عزيزم چقدر جلوه گري
...»،
خاطره و باز خاطره. رکن اساسي اين جور کنسرت ها چيزي نيست جز بردن به گذشته. شايد چون در آن زمان همه چيز ساده مطرح مي شده و پاي اين سادگي هم به موسيقي باز شده. فکرش را بکنيد، امروز ترانه سرايي شعري را بگويد يا خواننده اي در يک گروه جدي قطعه اي جديد را اجرا کند که بند آن حاوي اين مضمون باشد که «تو چقدر بانمکي».
پري ملکي تجربه زيادي در اجراي صحنه اي دارد و اين مساله کار او را راحت کرده است. او که در کنار گروه بانوانش گروه مختلط «خنيا» را هم رهبري مي کند، سال گذشته در يونسکو به اجراي برنامه پرداخت؛ برنامه اي که ويژه سال مولانا برگزار شده بود. او در طول اين سال ها ثابت کرده که کمتر مساله اي مي تواند او را از پا بيندازد و جلوي فعاليت موسيقي اش را بگيرد. در مقايسه با هم دوره اي هايش که در زمينه موسيقي سنتي و فولکلور کار کرده اند او به مراتب کارش را جدي تر گرفته است.
تحريرهاي خشک، اجراي گرد و توپر «الف» ها، نزديک شدن به حس موسيقي فولکلور و ملوديک بودن را شايد بتوان از ويژگي هاي مهم قطعات اين دوره دانست. قطعاتي که به نظر ريتمي شاد دارند اما پيوسته در آنها غمي عميق موج مي زند. غمي که نه مثل غم ترانه هاي امروزي نااميد باشد، بلکه غمي است که در عين ناراحتي و گلايه، همواره اميدوار است و موسيقي و ريتم را هم به خدمت گرفته تا منظورش را بهتر برساند. شايد همين مساله باعث شده که تصانيف آن زمان را بعد از يک بار شنيدن مي توان به خاطر سپرد.
در آخرين سطر بروشور برنامه نوشته شده که تمامي اشعار قطعات آوازي از آثار «مهدي اخوان ثالث» هستند که در عين معاصر بودن آثاري دارد با حس و حال آن دوره. آخرين قطعات از «غزال» اجرا مي شود. معاصرترين زن خواننده اي که ملکي قطعات آن را اجرا مي کند. او در سال 1337 در سي و چند سالگي از دنيا مي رود. در اين برنامه دو قطعه «شب تيره» و «ليلي جان» از او اجرا شد.
 
 
 
 
 
 
 
Designed by CyberArta.com