آوازهايي‌ كه شنيده‌ نشد

PDF

مهناز چتر فيروزه

انقلاب‌ كه‌ شد، زنان‌ موسيقی‌ ايران‌ هم‌ از متن‌ به‌ حاشيه‌ رانده‌ شدند. بسياری‌ ترك‌ ديار كردند، عده ا‌يی‌ هم‌ ماندند، سكوت‌ كردند و به‌ انتظار نشستند تا شايد فضا بازتر شود. اين‌ انتظار سال‌ها طول‌ كشيد تا اينكه‌ با آغاز دهه‌ هفتاد، آهسته‌ آهسته‌ شرايط‌ به‌ سمتی‌ رفت‌ كه‌ بانوان‌ در عرصه‌ موسيقی‌ حضور پررنگ‌تر پيدا كردند و احيای‌ گروه‌های‌ قديمی‌، تشكيل‌ گروه‌های‌ موسيقی‌ جديد، اجرای‌ آوازهای‌ گروهی، برگزاری‌ جشنواره‌ گل‌ياس‌ (ويژه‌ بانوان‌) و...از جمله‌ فعاليت‌هايی‌ است‌ كه‌ طی‌ اين‌ سالها انجام‌ گرفته‌ است‌، عدم‌ امكان‌ برگزاری‌ كنسرت‌ به‌ صورت‌ عمومی، نداشتن‌ سالن‌ تمرين‌ و خيلی‌ چيزهای‌ ديگر از جمله‌ مشكلاتی‌ بوده‌ و هست‌ كه‌ زنان‌ طی‌ اين‌ سالها با آن‌ درگير هستند. اما با اين‌ وجود آنان‌ هر روز خواستار شرايط‌ بهتری‌ هستند تا بتوانند موسيقی‌ بانوان‌ را از حالت‌ سكون‌ خارج‌ كرده‌ و در اين‌ عرصه‌ جدیتر گرفته‌ شوند 

پری‌ ملكی‌، خواننده‌ و سرپرست‌ گروه‌ خنيا با اشاره‌ به‌ وضعيت‌ موسيقی‌ زنان‌ در سال‌های‌ قبل‌ می‌گويد: «بارها شرح‌ برگزاری‌ كنسرت‌ گروه‌های‌ بانوان ‌، برای‌ بانوان‌ را قصه‌وار گفته‌ام ‌. اينكه‌ چگونه‌ اين‌ كنسرت‌ها با مجوز شفاهی‌ و در زيرزمين‌ يا پاركينگ‌ منازل‌ برگزار می‌شد ، اما از سال‌ 76 با به‌ رسميت‌ شناختن‌ موسيقی‌ بانوان‌ از سوی‌ مركز موسيقی‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ و گنجاندن‌ برنامه‌ ويژه‌ بانوان‌ در برنامه‌های‌ جشنواره‌ گل‌ياس‌ و جشنواره‌ بين‌المللی‌ موسيقی‌ فجر آن‌ فضای‌ محدود به‌ فضايی‌ بازتر با امكانات‌ بهتر تبديل‌ شد . اين‌ البته‌ شرح‌ كنسرت‌هايی‌ است‌ كه‌ در آن‌ خواننده‌ «زن‌» می‌خواند.» او معتقد است‌ كار برای‌ زنان‌ در حوزه‌ موسيقی‌ از آغاز انقلاب‌ كمابيش‌ در حوزه‌ نوازندگی‌ در اركسترها و بخش‌های‌ پژوهشی‌ ميسر بوده‌ است‌. «اما در سال‌های‌ اخير حضور بانوان‌ در همه‌ زمينه‌ها پررنگ‌ تر شده‌ است‌، اما باز كافی‌ نيست‌ و البته‌ اين‌ روند كند قابل‌ انتقاد است‌.»

پری‌ ملكی‌ بزرگترين‌ مشكل‌ زنان‌ در اين‌ حوزه‌ را عدم‌ ارايه‌ كارهای‌ تازه‌ می‌داند و می‌گويد: «برگزاری‌ كنسرت‌ خوانندگان‌ زن‌ برای‌ بانوان‌، بيشتر در مناسبت‌ها انجام‌ می‌گيرد. مناسبت‌هايی‌ از قبيل‌ اعياد مذهبی‌، جشنواره‌های‌ موسيقی‌ و يا به‌ بهانه‌ كمك‌ عوايد كنسرت‌ به‌ مراكز خيريه‌. اين‌ كنسرت‌ها بازمان‌ محدود و مخاطبان‌ ويژه‌ (بانوان‌) سبب‌ می‌شود تا آهنگسازان ‌، ترانه‌سرايان ‌، تنظيم‌كنندگان‌ و ديگر دست‌اندركاران‌ موسيقی‌ اؤر تازه‌يی‌ خلق‌ نكنند . از اين‌رو خوانندگان‌ زن‌ به‌ ناچار يا به‌ بازخوانی‌ آواز گذشتگان‌ می‌پردازند و يا با تغييراتی‌ مختصر همان‌ آؤار گذشتگان‌ را ارايه‌ می‌دهند.» پری‌ ملكی‌ با مقايسه‌ وضعيت‌ زنان‌ در حوزه‌ موسيقی‌ در قبل‌ و بعد از انقلاب‌ می‌گويد: «متاسفانه‌ در قبل‌ از انقلاب‌ شرايط‌ سياسی‌ و اجتماعی‌ به‌ گونه‌يی‌ بوده‌ است‌ كه‌ از «زنان‌» اهل‌ موسيقی‌ به‌ عنوان‌ «ابزار طرب‌» بهره‌كشی‌ می‌شد . گرچه‌ در همان‌ زمان‌ كسانی‌ بودند كه‌ چه‌ در زمينه‌ نوازندگی ‌، خوانندگی‌ و...با وقار كار می‌كردند ، ضمن‌ آنكه‌ می‌سوختند و می‌ساختند.» او آينده‌ روشنی‌ را پيش‌روی‌ زنان‌ نوازنده‌ می‌داند و می‌افزايد: «زنان‌ نوازنده‌ وضعيت‌ بهتری‌ خواهند داشت‌. زنانی‌ كه‌ در گروه‌ «كر» فعاليت‌ دارند نيز همين‌ وضع‌ را خواهند داشت‌ . فقط‌ زنان‌ خواننده‌، هنوز بخاطر بلاتكليفی‌ در نحوه‌ فعاليت‌شان‌ راه‌ پر فراز و نشيبی‌ را طی‌ خواهند كرد . گرچه‌ امكان‌ همخوانی‌ وهمنوازی‌ گام‌ تازه‌يی‌ برای‌ حضور پررنگ‌تر آنان‌ است‌ اما بلاتكليفی‌ و برخوردهای‌ سليقه‌يی‌ سد و مانعی‌ برای‌ پيشرفت‌ آنان‌ خواهد بود. در حقيقت‌ مسوولان‌ فرهنگی‌ و هنری‌ بايد ضوابط‌، مقررات‌ و چارچوب‌هايی‌ را مشخص كنند كه‌ ثابت‌ و پا برجا بماند تا اين‌ گروه‌ گروه‌ بانوان‌ تكليف‌ خود را بدانند يا با اين‌ ضوابط‌ و مقررات‌ كنار می‌آيند و يا فعاليت‌ در زمينه‌ موسيقی‌ را می‌بوسند و كنار می‌گذارند.

ضمن‌ آنكه‌ حتما در اخبار خوانديد كه‌ در مراسم‌ افتتاح‌ موزه‌ موسيقی‌، وزير فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ از موسيقی‌ آوايی‌ به‌ عنوان‌ يكی‌ از نخستين‌ انواع‌ موسيقی‌ بشری‌ نام‌ برد كه‌ «لالايی‌ مادران‌»از آن‌ جمله‌ است‌. پس‌ اين‌گونه‌ نظرات‌ می‌تواند راهگشا باشد . خاطره‌ پروانه‌ هم‌ سال‌ هفتاد و شش‌ را برای‌ بانوان‌ عرصه‌ موسيقی‌ ، سال‌ خوبی‌ می‌داند و بسياری‌ از آنان‌ آذر هاشمی‌ ، بهناز ذاكری ‌، پری‌ مكی‌ و... بعد از 20 سال‌ سكوت‌شان‌ را شكسته‌اند . خود او سال‌ 76 بعد از سالها انتظار به‌ همراه‌ افليا پرتو و نوشين‌ عقيقی‌ بار ديگر خواند. خودش‌ می‌گويد: آنها كه‌ ماندند از همه‌ چيز محروم‌ شدند و از دسترس‌ دور ماندند. طی‌ اين‌ سالها هر بار كه‌ كنسرت‌ برگزار می‌كنيم‌ ، همه‌ استقبال‌ می‌كنند . بانوان‌ كشور می‌آيند و سالن‌ هميشه‌ پر می‌شود. او معتقد است‌ تا آنجا كه‌ قانون‌ اجازه‌ بدهد بانوان‌ برای‌ كاركردن‌ هيچ‌ مانعی‌ ندارند. به‌ نظر خاطره‌ پروانه‌ تاسيس‌ هنرستان‌ موسيقی‌ ويژه‌ بانوان‌ مثل‌ روزنه‌يی‌ است‌ به‌ آينده‌. او علاقه‌يی‌ به‌ مقايسه‌ وضع‌ زنان‌ در حوزه‌ هويتی‌ در قبل‌ و بعد از انقلاب‌ ندارد و ترجيح‌ می‌دهد جواب‌ سوؤال‌ ما را هم‌ ندهد. چرا كه‌ معتقد است‌ «موسيقی‌ طی‌ اين‌ سالها گسترش‌ نداشته‌ است‌. قبل‌ از انقلاب‌ اركستر 22نفره‌ بانوان‌ داشتيم‌ . اما امروز نداريم . البته‌ قرار است‌ اركستر بانوان‌ تشكيل‌ بشود اما اين‌ كار نياز به‌ بودجه‌ ،محل‌ تمرين‌ ، موقعيت‌ و ... دارد. و با توجه‌ به‌ شرايط‌ موجود تو خود حديث‌ مفصل‌ بخوان‌ از اين‌ مجمل‌! خاطره‌ پروانه‌ می‌گويد:بانوان‌ با وجود نداشتن‌ موقعيت‌ آقايان‌ در اين‌ عرصه‌ با عشق‌ كار می‌كنند.

او معتقد است‌ در سالهای‌ اخير آزادی‌ نسبی ‌به‌ وجود آمده‌ كه‌ اگر ادامه‌ پيدا كند،بانوان‌ می‌توانند در اين‌ هوا نفس‌ تازه‌ كنند. او در آخر باز هم‌ می‌گويد:اگر قانون‌ اجازه‌ ندهد ، زنان‌ نمی‌توانند بخوانند. دكتر ملك‌تاج‌ خسروی‌ جامعه‌شناس‌ و استاد دانشگاه‌ در مورد پررنگ‌تر شدن‌ حضور زنان‌ در حوزه‌ فرهنگ‌، خاصه‌ موسيقی‌ معتقد است‌: «در طول‌ تاريخ‌ زنان‌ ، با از خودگذشتگی ‌، و تحمل‌ سختی‌های‌ بسيار تلاش‌ كرده‌اند تا هويتشان‌ را ؤابت‌ كنند. بيشتر شدن‌ فعاليت‌ زنان‌ طی‌ سالهای‌ اخير نيز نتيجه‌ همين‌ تلاش‌ و البته‌ بالارفتن‌ تقاضای‌ جامعه‌ برای‌ بيشتر شدن‌ حضور آنان‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ است‌. »

وی‌ معتقد است‌: باوجود همه‌ شعارهايی‌ كه‌ در مورد برابری‌ حقوق‌ زن‌ و مرد در جامعه‌ داده‌ می‌شود ، من‌ سهم‌ برابری‌ برای‌ زنان‌ نمی‌بينم‌. فقط‌ می‌خواهيم‌ تبليغ‌ كنيم‌. به‌ خودمان‌ نبايد دروغ‌ بگوييم‌. زنان‌ می‌خواهند در قوانين‌ بازنگری‌ شود و به‌ مسائلی‌ كه‌ جامعه‌ تا به‌ حال‌ به‌ آن‌ بی‌توجه‌ بوده‌،رسيدگی‌ شود. وی‌ معتقد است‌ استقبال‌ بازگشت‌ و حضور بانوان‌ در عرصه‌ موسيقی‌ نيز تقاضايی‌ از سوی‌ جامعه‌ است‌ . مردم‌ هنجارها و نابهنجارها را می‌شناسند و امروز انتظار دارند جامعه‌ فضا را برای‌ زنانی‌ كه‌ به‌ فساد رو نياورده‌اند باز كند.

دكتر محمدحسين‌ فرجاد ، آسيب‌شناس‌ اجتماعی‌ نيز افزايش‌ حضور زنان‌ در عرصه‌ موسيقی‌ را پاسخی‌ می‌داند كه‌ زنان‌ به‌ نياز عمومی‌ جامعه‌ داده‌اند. او معتقد است‌ جامعه‌ به‌ موسيقی‌ نياز دارد و بخاطر همين‌ احساس‌ نياز است‌ كه‌ امروز زنان‌ هم‌ در اين‌ حوزه‌ حضور بيشتری‌ دارند. دكتر محمدحسين‌ فرجاد با اشاره‌ به‌ تاؤير وسايل‌ ارتباط‌جمعی‌ در بالابردن‌ سطح‌ آگاهی‌ زنان‌ می‌گويد:زنان‌ تلاش‌ می‌كنند به‌ حقوق‌ بيشتری‌ دست‌ پيدا كنند. حقوقی‌ مساوی‌ با حقوق‌ مردان‌ . در طول‌ تاريخ‌ زنانی‌ داشته‌ايم‌ كه‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ انسانهای‌ موفقی‌ بوده‌اند. امروز هم‌ زنان‌ در سينما خوب‌ درخشيده‌اند چه‌ در نقش‌ كارگردان‌ و چه‌ در نقش‌ بازيگر ،در حوزه‌ موسيقی‌ ،ادبيات‌ و نقاشی‌ هم‌ همينطور... او معتقد است‌:زنان‌ نمی‌توانند به‌ يكباره‌ به‌ تمام‌ هدف‌های‌ خود دست‌ پيدا كنند. بايد از طريق‌ عضويت‌ در سازمانهای‌ مربوط‌ به‌ امور زنان‌ فعاليت‌شان‌ را بيشتر كنند. ضمن‌ اينكه‌ قوانين‌ هم‌ نيازمند تغيير وبازنگری‌ در حقوق‌ زن هستند.‌

 
Designed by CyberArta.com